همانطور که میدانید، چند وقتی میشود که سری مصاحبههایی را در وبلاگینا با چهرهها، وبلاگنویسان و افراد فعال وب فارسی انجام میدهم. ایده شروع این مصاحبهها زمانی آغاز شد که احساس کردم جو حاضر در وبلاگستان فارسی، مدتی است که ساکن مانده و فعالیت و جنب و جوشی در آن دیده نمیشود. لذا تصمیم گرفتم تا با تقاضا از یک سری از دوستان، طرحی را مبنی بر چنین مصاحبههایی که تابحال شنیدهاید انجام دهم.
استقبال اولیه این برنامهها قبل از شروع آن بسیار خوب بود و من در پستی که قبل از انجام مصاحبهها نوشتم، بازخوردهای مثبت زیادی دریافت کردم که همگی موافق انجام این طرح بودند. چند روز بعد نیز، اولین مصاحبه این طرح با شایان شلیله به صورت متنی منتشر شد. در ابتدا اصلا قرار نبود که مصاحبهها به شکل پادکست باشد و هدف این بود که آنها را رکورد گرفته و بعد به صورت متن در بیاورم اما بعد از اولین مصاحبه، نتیجه این شد که برای انجام کاری متفاوت میتوان مصاحبهها را به صورت صوتی منتشر کرد تا جذابیت بیشتری برای کاربران داشته باشد.
برنامه دوم، با استقبال فوقالعادهای روبرو شد. مصاحبه با علیرضا مجیدی مورد پسند طیف وسیعی از کاربران قرار گرفت و انتشار تصویر او برای اولین بار باعث شد تا همه حساب دیگری روی این مصاحبهها باز کنند. از نظر زمان، مصاحبه با یک پزشک کمی طولانی بود اما دلیل این مورد، سوالات زیادی بود که کاربران در ذهن خود داشتند و قطعا میخواستند شخصیت مجیدی را بیشتر بشناسند. بازخوردهای آن مصاحبه باعث شد تا از آن به بعد با دقت بیشتری کارها را انجام دهم تا کیفیت آنها نیز در کنار کمیت، مورد رضایت واقع شود.
برای مصاحبه بعدی به سراغ علیرضا شیرازی رفتم و از او سوالاتی در رابطه با شخصیت شغلی و اجتماعیاش پرسیدم و در مورد بلاگفا و مسائل مربوط به آن صحبت کردم. از این برنامه بود که بازخوردهای احساسی زیادی در کامنتها و ایمیلها دریافت شد. البته از قبل هم انتظار میرفت که با توجه به فعالیت شیرازی و حاشیههای اطرافش چنین نظراتی دریافت شود اما موردی را که کاربران به آن توجه نمیکردند، توهینهای لفظی و کلامی بود که در متن نظراتشان مینوشتند. بارها گفتهام که در وبلاگینا همه کامنتها تا جایی که امکان داشته باشند منتشر خواهند شد اما قطعا هرگز اجازه نمیدهم کسی به میهمانی که به دعوت من انجام مصاحبه را پذیرفته، به طور علنی توهین نماید. متاسفانه عدهای از این مسئله سوء برداشت نموده و بیان کردند که تنها نظرات مثبت است که در زیر پست مصاحبهها منتشر میشود اما با نگاهی گذرا به کامنتها میتوانید ببینید که نظرات کاربران از سلایق مختلف همگی منتشر شدهاند. تنها آنهایی اجازه انتشار نیافتند که توهینهای بارز داشتند و حتی بدون نام و نشان بودند. قطعا نظر شخصی که با نوشتن کلمات توهین آمیز حتی جرات گذاشتن نام و ایمیل واقعی خود را ندارد برای من بی ارزش تلقی میگردد.
برنامه چهارم با پرهام باغستانی بود. کسانی که کمی از نزدیک پرهام را میشناسند با موقعیت شغلی و فعالیتهای او آشنا هستند. من با او مصاحبه کردم تا کمی در مورد استانداردهای کهنه و خارج از اصول وب فارسی برایمان حرف بزند و آنرا در مقایسه با سایر جوامع آنلاین بررسی کند.
اینکه همواره عدهای هستند که تنها سعی در اشکال تراشی دارند و بهجای پیشنهاد جهت بهبود، روش تخریب را پیش میگیریند موردی نیست که به تازگی اتفاق افتاده باشد اما باید اعتراف کنم که هیچگاه فکر نمیکردم که کاربر فارسی تا این اندازه بی انصاف باشد. برای انجام این مصاحبهها همیشه دوست داشتم تا قالب مشخصی را برای آن در نظر بگیرم و اندک سوالات واحدی را از همه میهمانان بپرسم. این یک امر مرسوم است که در اکثر برنامههای این چنینی انجام میشود و قطعا همه با آن مواجه شدهاند و دقیقا در مقابل مبحث کلیشه شدن قرار دارد.
در مورد پرهام باغستانی عدهای سعی در تخریب چهره او داشتند و با عنوان کردن مسائل بیربط، تلاش میکردند تا حرف خود را به کرسی بنشانند. حتی شخصی در چندین ایمیلی که برایم فرستاد مرا به نشر اکاذیب متهم کرد! دریافت چنین پاسخهایی برای من که همیشه تلاش کردم رویه حرفهای وبلاگنویسی را دنبال کنم، تعجب آور بود. در مورد این قضیه اگر بخواهم صحبت کنم، مطلب بسیار طولانیتر از این میشود.
برای میهمان پنجم دنبال کسی بودم که کمی متفاوت باشد. از مصاحبه دوم بود که سعی در پیدا کردن شخصیت مونثی برای برنامه بودم اما متاسفانه اندک گزینههای موجود، هیچ یک حاضر به انجام گفتگو نشدند لذا باز هم صبر کردم. قبل از انجام مصاحبه چهارم قصدم این بود که با نیما اکبرپور گفتگویی را ترتیب دهم اما این اتفاق در آن زمان صورت نگرفت. برای انجام این مصاحبه، به دلیل محلی که اکبرپور در آن کار میکند، میبایست سیکل خاصی طی شود و اصولا انجام مصاحبه از طرف یک وبلاگنویس مورد پذیرش آن گروه قرار نمیگیرد اما با درخواست من و تلاش و همکاری نیما، نهایتا این اجازه دریافت شد.
نکتهای که بیان آن حائز اهیمت است، بحث تفاوت علایق و عقیدهها است. موردی که برای من (در مورد این مصاحبهها) مهم بوده و هست، حیطه فعالیت افراد و ارتباط آنها به فناوری و دنیای وب است لذا به همین دلیل از اشخاصی دعوت میشود، که در این زمینه صاحب نظر باشند. نیما به دلیل سابقه زیاد فعالیتش در وبلاگستان و ارتباطش با دنیای فناوری به عنوان یک شخص رسانهای گزینه بسیار خوبی برای این کار بود. من قبل از انتشار این مصاحبه عنوان کردم که از ایجاد تنش بیهوده فاصله بگیریم و سعی کنیم به اصل واقعی مسئله بیاندیشیم.
حالا، پس از انتشار ۵ برنامه از مصاحبههای وبلاگینا، مواردی برای شخص من و وبلاگم به وجود آمده است. از چند روز گذشته فردی با ارسال ایمیلهای ناسزا و کاملا توهین آمیز در نامهای مختلف سعی در بهم زدن این رویه دارد و از طرفی، با نام من در وبلاگهای فناوی نظرات بیربطی منتشر میکند. بحث نظرات را زمانی فهمیدم که شخص مورد نظر، از روی نادانی در وبلاگ یکی از اقوام نزدیک من که از قضا، هنگام خواندن آن کامنت در کنار من نشسته بود متوجه شدم! در روزهای بعد از این مسئله چند ایمیل از طرف عدهای از کاربران وبلاگ دریافت کردم. تعدادی از آنها در مورد این نظرات سوال کرده بودند. خوشبختانه این عده، آنقدری با من آشنا بودند که بفهمند نوشتن نظرات توهین آمیز در زیر پستهای وبلاگهای همکاران نمیتواند کار من باشد و باید به این مسئله شک کرد اما باز، عدهای نیز ایمیل زدند و از من دلیل نوشتن آنها را پرسیدند. حتی یکی از آنها با وجود اینکه چندی پیش در مورد یکی از مشکلات وبلاگش دوستانه به او کمک کردم، در متنی از من تقاضای دلیل خواست بی آنکه لحظهای به این نکته فکر کند که آیا من میتوانم ناگهان اینگونه تغییر شخصیت بدهم؟
ذهنیت تاسفبار کنونی من از برخورد عدهای از کاربران و دوستانم، هرچند به فعالیت فعلی من لطمهای نمیزند و جلوی انجام این کار را نمیگیرد اما باعث میشود تا از اینپس با نگاهی متفاوتتر به بقیه بنگرم. اتفاق افتادن این موارد ثابت کرد که در وب هرچقدر هم که بخواهی کار مفیدی انجام دهی، باز عدهای نابخرد پیدا میشوند که بخواهند از روی غرضورزی شخصیت تو را تخریب کنند. این مسائل باعث شد تا عدهای را بهتر بشناسم و فرق میان دوستان واقعی و دشمنان را بدانم.
وظیفه دارم تا از همه کاربرانی که نظرات و انتقادات خود را ارسال کردند تشکر کنم و اعلام نمایم که پیگیری این برنامهها، قطعا مدیون تمام افرادی است که به نوعی در رابطه با این مصاحبهها پیشنهادات خود را به ثبت رساندند. با آرزوی موفقیت برای همه کسانی که منصفانه (و نه جانبدارانه) به مسائل مینگرند و وقت خود را با تلاش برای انجام کارهای بیارزش و شیطنتهای کودکانه تلف نمیکنند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر