۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

دیدار با بزرگ‌ترین شعبده‌باز تاریخ+تصاویر

<div style="direction:rtl;text-align:right">دیدار با بزرگ‌ترین شعبده‌باز تاریخ+تصاویر</div>: "

یك بار در همین مجال، از فنون و توانایی های دیوید كاپرفیلد برای علاقه مندان به شعبده بازی گفته شد. دانستنیها در بخش« اكس فایل » گزارشی درباره بزرگترین شعبده باز تمام تاریخ دارد. هری هودینی نام این اعجوبه عالم «چشم بندی» است.


دیوید كاپرفیلد میلیون‌ها نفر را متعجب می‌كند. كریس انجل هم نمایش‌های جالبی به راه می‌اندازد كه هزاران تماشاگر دارد اما عنوان «بزرگ‌ترین» در اختیار هودینی می‌ماند كه حدود یك قرن پیش چشم‌بندی‌ها و تردستی‌های خود را انجام می‌داد. همان كه دیوید و كریس مدام او را استاد خطاب می‌كنند. اما این هری هودینی كیست و چگونه نمایش‌های بی‌نظیرش را اجرا می‌كرد؟



اریك ویژه متولد 24 مارس 1874، در شهر بوداپست- پایتخت فعلی مجارستان كه در آن زمان جزء امپراتوری اتریش محسوب می‌شد- به دنیا آمد (اما بعدها در چند مصاحبه مختلف ادعا كرد كه متولد ماه مارس 1874 در شهر اپلتون ویسكانسین آمریكاست.) پدر اریك مایر ساموئل ویژه، یك خاخام یهودی بود و مادرش سیسیلیا، زنی خانه‌دار بود كه در سال‌های اولیه ازدواج از راه خیاطی درآمدی كسب می‌كرد. در سال 1878 خانواده ویژه به آمریكا مهاجرت كردند و در زمان ثبت روادید ورود، فامیلی خود را از گویش مجاری «ویژه» به گویش آلمانی «وایز» تغییر دادند و نام اریك هم به اریش تغییر یافت.



خانواده در شهر اپلتون ساكن شدند اما در سال 1887 به نیویورك مهاجرت كردند. اریش كودكی كنجكاو و در عین حال قوی بود و یك بار عنوان قهرمانی مسابقات دوی استقامت را در بین نوجوانان كسب كرد. كنجكاوی باعث شد كه به چشم‌بندی علاقه‌مند شود و خیلی زود حقه‌های معمول و چشم‌بندی‌های ابتدایی را یاد گرفت و آرام آرام به یك شعبده باز بدل شد.



اولین نشانه مكتوب برنامه‌های او كاغذی است كه در كلكسیون شخصی دیوید كاپرفیلد نگهداری می‌شود و تبلیغی است برای برنامه «اریش، شعبده‌باز آلمانی 51 ساله» كه در سال 9881 چاپ شده است. در آن دوران بیشتر چشم‌بندی‌های او با ورق‌های بازی بود اما در عین حال به اجرای نمایش‌های فرار از طناب‌پیچی و قفل و زنجیر هم علاقه نشان می‌داد. در سال 3981 بود كه در عین اجرای برنامه با ئباتریس (بس) رانر آشنا شد. این آشنایی به ازدواج انجامید و این ازدواج تا انتهای عمر این دو پایدار ماند. در سال 8981 برادران وایز با مارتین بك به عنوان مدیر برنامه قرارداد امضا كردند و او از اریش خواست كه تمام تمركز خود را روی اجرای برنامه‌های «فرار» یعنی فرار از گاوصندوق‌ها، قفل و زنجیرها و طناب‌پیچی‌ها بگذارد. در همان سال اریش نام هنری «هری هودینی» را به مناسبت ارادتی كه به ژان یوجین رابرت هودین -شعبده‌باز فرانسوی- داشت برای خودش انتخاب كرد (دوستش به او گفته بود كه اضافه كردن یك «ی» در زبان فرانسه به معنای مثل و مانند است و هودینی معنای مثل هودین می‌دهد.)




بخش هایی از این گزارش در ادامه می آید. اگر می خواهید بدانید كه استاد گره ها، چگونه آنها را می گشود یا اینكه بزرگترین حقه استاد چه بود، متن كامل را در شماره 18 از دور جدید انتشار دانستنیها بخوانید.


هری هودینی اولین موفقیت‌هایش را در اجرای نمایش‌های فرار در ایلینویز كسب كرد و سپس در نیویورك و واشنگتن برنامه اجرا كرد. در سال 1900 یك برنامه‌ای برای هودینی در اروپا ترتیب داد. چند روز نمایش در لندن كافی بود تا دندی اسلاتر- مدیر سالن مشهور آلابامای لندن- از او دعوت كند كه برنامه فرار از یك سلول زندان در مركز اسكاتلندیارد ترتیب بدهد. پس از موفقیت در این كار، هودینی امكان این را یافت كه شش ماه در سالن آلاباما برنامه اجرا كند. بعد از آن او نمایش‌هایی در منچستر، لیورپول، گلاسكو، دوبلین و كشورهای هلند، آلمان، فرانسه و روسیه اجرا كرد. در روسیه، هودینی برنامه‌ای را اجرا كرد كه تمام تماشاگرانش را شگفت‌زده كرد.


او قبول كرد كه سوار یك واگن حمل زندانیان خطرناك به سیبری شود. قفل‌های این‌ واگن‌‌های قطار فقط یك كلید داشتند كه آن هم در سیبری نگهداری می‌شد. اما هودینی در یك ساعت توانست در مسكو از داخل این واگن خارج شود. در سال 1904 هودینی كه حالا ثروتمند شده بود در آمریكا برنامه‌های هر شبه‌ای را برنامه‌ریزی كرد كه هر بار چالشی جدید را رقم می‌زد. اما هر بار هم در اجرای آنها موفق می‌شد. هودینی كه از سوی مطبوعات آمریكا «سلطان دستبند» و «سلطان فرار» لقب گرفته بود از انواع قفل‌ها، زنجیرها، سلول‌های زندان، طناب‌پیچی‌ها و ژاكت‌های بسته شده با قفل و زنجیر فرار می‌كرد.



در سال 1908 برای اولین‌بار برنامه آویزان شدن در یك تانك پر از آب با دست و پای بسته را اجرا كرد و یك سال بعد با دست و پای قفل و زنجیر شده از داخل گاوصندوقی كه در آب انداخته شده بود، بیرون آمد. مشهورترین برنامه هودینی برنامه‌ای بود كه در سال 1912 با عنوان «فرار از سلول چینی» اجرا كرد. در آن برنامه، او با دست و پای قفل زده شده، به صورت آویزان در یك اتاقك در بسته قرار گرفت كه در داخل یك تانك بزرگ آبی رها شده و از آب پر می‌شد. در این نمایش هودینی باید سه دقیقه نفس خود را حبس می‌كرد و از فضایی بسیار تنگ خود را نجات می‌داد.


هری هودینی سال‌ها برنامه‌هایش را در شهرهای مختلف آمریكا به خصوص نیویورك انجام داد و حتی یك‌بار هم در اجرای برنامه‌ای ناكام نماند. او سال‌ها عنوان پردرآمدترین چهره عالم نمایش در آمریكا را به خود اختصاص داد و از سال 1923 هم رئیس كمپانی مارتینیكال (قدیمی‌ترین شركت چشم‌بندی و شعبده‌بازی آمریكا) شد. او از سال 1917هم مدیر انجمن شعبده‌بازهای آمریكا بود. او همچنین در چند فیلم كوتاه و بلند سینمایی بازی كرد و مدتی هم یك شركت فیلمسازی داشت. هودینی مدتی هم شیفته خلبانی شد و در سال 1910 نمایش هوایی در استرالیا انجام داد كه بسیار هم مورد توجه قرار گرفت.



هری هودینی در 31 اكتبر 1926 به علت ابتلا به عفونت پرده‌های شكی (پریتونیت) ناشی از پارگی آپاندیس فوت كرد. درباره مرگ او هم شایعات جالبی وجود دارد. دو دانشجوی پزشكی مدعی شده‌اند كه هودینی ادعا كرده بود كه هیچ ضربه‌ای به شكم و سینه باعث دردش نخواهد شد و در نتیجه در یكی از اجراهای برنامه‌اش در شهر مونترال، مردی به نام گوردون واویت‌هد- دانشجوی دانشگاه مك‌گیل- از او خواسته بود كه به شكمش مشت بزند و سه ضربه محكم به او زده بود كه باعث پارگی آپاندیس وی شده بود (هودینی فردای آن روز به دستیارش گفته بود كه آماده نبوده وگرنه آن ضربه‌ها او را اذیت نمی‌كرد.) باوجود آنكه پزشكان برای او تشخیص آپاندیسیت حاد دادند اما هودینی حاضر نشد در بیمارستان بستری شود و حتی درمان‌های تجویز شده را هم نپذیرفت.



برخلاف آنكه همه از او خواسته بودند تا برنامه‌اش را لغو كند اما وی با تب 40 درجه، آخرین نمایش عمرش را در 30 اكتبر به صورت كامل انجام داد و بعد از اجرای برنامه بیهوش شد و پس از انتقال به بیمارستان هم درگذشت.


هری هودینی را مشهورترین و محبوب‌ترین شعبده‌باز تمام تاریخ می‌دانند و افسانه‌های زیادی در مورد اعمال و رفتار وی و نمایش‌های او ساخته شده است. اما خود او در سال‌های آخر عمرش بارها سعی كرد توضیح دهد كه همه كارهایی كه انجام داده صرفا ناشی از مهارت‌های جسمی و گاهی هم تقلب و گول زدن تماشاگران بوده است. حتی هودینی چندین بار دست كسانی را كه مدعی داشتن نیروهای ماوراءالطبیعی و انجام كارهای ماورایی و جادوگری بودند رو كرد و چندین‌بار هم تاكید كرد كه هیچ یك از كارهایی كه انجام داده كارهای روحانی یا ماورایی نبوده و هیچ نیروی عجیب و غریبی در اختیار نداشته است.



هوش، قدرت و كمی هم حقه‌بازی

هری هودینی در نوشته‌اش در كتاب «رمز و رازهای دستبندها» توضیح داده است: «باز كردن قفل‌ها و زنجیرها و دستبندها هیچ رمز خاصی ندارد... كار من تركیبی از دانسته‌های تكنیكی، توانایی‌های فیزیكی و اندكی حقه بود.» نزدیكان هودینی می‌گفتند كه او هر روز برای چند ساعت روی مكانیسم قفل‌ها و دستبندهای مختلف كار و مطالعه می‌كرده و تمام اتفاقات جدید در این حیطه را كاملا می‌دانسته و یك كلكسیون از انواع قفل‌ها و زنجیرها و دستبندها داشته است.



هودینی در بخش دیگری از كتابش نوشته است: «خداوند به من لطف داشت چراكه چشمانی به من داده كه با آنها می‌توانستم هر قفلی را واكاوی كنم و راه باز كردن آنها را پیدا كنم و انگشتانی هم به من داده كه می‌توانند با ظرافت زبانه و مغز قفل‌ها را باز كنند.»


دوستان هودینی می‌گفتند كه او در بیشتر اوقات شاه‌كلیدهایی داشته كه آن را در زیر بغل خود یا زیر پایش یا حتی زیر زبانش پنهان می‌كرده و چون تمام موارد فرار را در داخل جعبه‌ها و گاوصندوق‌ها یا پشت پرده انجام می‌داده كسی متوجه استفاده او از این شاه‌كلیدها نمی‌شده. آنها همچنین متذكر شده‌اند كه هودینی با یك سنجاق یا یك سوزن می‌توانسته قفل‌های بسیاری را باز كند. جالب اینكه هودینی یك‌بار در حضور دوستانش به آنها نشان داده بود كه چگونه بسیاری از قفل‌ها را با دست خالی و حتی با دندان‌هایش باز می‌كرده است.





البته این به آن معنا نیست كه هودینی همیشه می‌توانست به سادگی قفل‌ها را باز كند. یك بار در نمایشی در لندن هودینی بیشتر از یك ساعت با قفلی ساخته ادوارد براونینگ -قفل‌ساز معروف- سروكله زد و نتوانست آن را باز كند و تنها پس از آنكه همسرش برای او یك لیوان آب آورده بود توانست قفل را باز كند. ادعاها حاكی از این بود كه كلید این قفل در آن لیوان بوده و هودینی توانسته آن را در دهانش بگیرد و بعد با دستش آن را از دهانش خارج كند و قفل را باز كند.



هودینی در مطلبی كه در سال 1924 در روزنامه نیویورك تایمز چاپ شد، آورده است: «باز كردن قفل و زنجیرها جادو نیست، فقط مهارت است و زرنگی، هر قفل و دستبندی را می‌توان با كلكی باز كرد. بعضی از این حقه‌ها خیلی هم ساده هستند اما مساله مهم این است كه حقه مهم نیست بلكه شیوه و سبك و استیل اجرای برنامه است كه مهم است، تفاوت من با دیگر شعبده‌بازها در نحوه اجرای كار بود نه چیز دیگری... .»

"

هیچ نظری موجود نیست: